پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۲۹

سخن دارد به آب زندگی لعل گهر بارش

زبان بازی به کاکل می کند مژگان خونخوارش

عرق را روی آتشناک او در پرده می سوزد

ز استغنا نمی جوشد به شبنم خون گلزارش

اگر چون بوسه حرف تلخ او شیرین بود، شاید

که در تنگ شکر شبها به روز آورده گفتارش

اگر چه کبک خوشرفتار منت برزمین دارد

به تیغ کوه خود را می زند ازشرم رفتارش

شمارد تیغ زهرآلود سرو بوستانی را

اگر قمری کند نظاره نخل شکر بارش

(عجب دارم به فکر کار بی پرگارمن افتد

که غیر ازدلبری صدا کاردارد چشم پرکارش)

مرا سرگشته دارد گرد عالم آب رفتاری

که نتوان ازلطافت دید در آیینه رخسارش

زچشم بد خدا این باغ و بستان رانگه دارد!

که پنهان است درگل تابه گردن خار دیوارش

نوا سنجی که گلبن گوش برفریاد او باشد

شود چون پسته خندان در حریم بیضه منقارش

ز بی برگی ز کنج آشیان سر برنمی آرد

اگر چه عندلیبی نیست چون صائب به گلزارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۳۱عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۳۲حساب دین و دل راپاک کن باچشم عیارش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۳۳من و عشقی که دست چرخ را چنبرکند زورش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۳۴شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۳۵ز شست صاف از دل می جهد گرم آنچنان تیرش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۳۶شکارانداز صیادی که من هستم نظر بازش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۳۷اگر صیدی برد جان از نگاه ناوک اندازش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۳۸ازان از دست نگذارد قدح چشم فسونسازش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.