پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۷۵

خواب چشم تو که ازناز بود تعبیرش

مژه راسبزه خوابیده کند تقریرش

بسمل او به سر جان نتواند لرزید

بس که ازلنگر نازست گران شمشیرش

این چه مژگان بلندست که نگشوده ،شود

درکمانخانه ز نخجیر ترازو،تیرش

اگر از سلسله زلف رهایی یابد

چه کند دل به غبار خط دامنگیرش ؟

هرکه را شوخی چشم تو بیابانی کرد

حلقه چشم غزالان نکند زنجیرش

حسن مغرور چو افتاد نسازد با خود

چه عجب خانه آیینه کند دلگیرش؟

بادل بیخبر، اظهار ندامت ز گناه

همچو خوابی است که درخواب کنی تعبیرش

حذر از آه جگردوز کهنسالان کن

کاین کمانی است که برخاک نیفتد تیرش

پای ویرانه هر کس که فرو رفت به گنج

نیست صائب غم معمار و سر تعمیرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۷۷آب گردد می گلرنگ ز رنگ آلش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۷۸شوختر می شود ازخواب گران، مژگانش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۷۹خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۸۰دلپذیرست چنان پسته شکرشکنش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۸۱کم نگردید ز خط خوبی روز افزونش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۸۲داغدار از عرق شرم شود نسرینش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۸۳ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۸۴دین به دنیای دنی ای دل نادان مفروش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.