پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۷۴

شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش

قیمتی گشت ازین گردیتیمی گهرش

پسته می گشت نهان در دل شکر دایم

چون نهان شد به خط سبز لب چون شکرش؟

زلف وقت است که به چهره او خال شود

بس که پیچد به خود از غیرت موی کمرش

گر چنین نشو و نما می کند آن تازه نهال

سرو چون سبزه خوابیده شودپی سپرش

حاصلی نیست ازان نخل برومند مرا

تا نصیب لب و دندان که باشد ثمرش

بلبلی راکه به بی برگ و نوایی آموخت

برگ گل ناخن الماس بود بر جگرش

نتوان بست به زنجیر خود آرایان را

نعل طاوس درآتش بود ازبال وپرش

عشق کرده است مرا برسر خوانی مهمان

که زجان سیر شدن هست کمین ما حضرش

گر به گوهر رسد سنگ شکستی سهل است

وای برآن که شکستی رسد از هم گهرش

صائب از بوسه آن لب، دهنی شیرین کن

تانگشته است نهان در پر طوطی شکرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۷۶حرف عقبی که درین نشأه کنی تقریرش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۷۷آب گردد می گلرنگ ز رنگ آلش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۷۸شوختر می شود ازخواب گران، مژگانش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۷۹خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۸۰دلپذیرست چنان پسته شکرشکنش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۸۱کم نگردید ز خط خوبی روز افزونش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۸۲داغدار از عرق شرم شود نسرینش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۸۳ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.