پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۷۶

حرف عقبی که درین نشأه کنی تقریرش

همچو خوابی است که درخواب کنی تعبیرش

عشق از پرده ناموس برون می آید

این نه شمعی است که فانوس کند تسخیرش

بی نیازی است محبت که به تکلیف گناه

دست در گردن یوسف نکند زنجیرش

هر که را دایره خلق وسیع افتاده است

چار دیوار عناصر نکند دلگیرش

جز دهان توکه در سبزه خط پنهان شد

نکته ای نیست که پوشیده کندتفسیرش

آنچه روشن به من از شوخی آن حسن شده است

چشم آیینه به صد سال نبیند سیرش

هرکه بیرون رود از شهر به امید نجات

حکم عشق است نظر بندکند نخجیرش

می رسند اهل قلم از سخن آخر به نوال

این نه طفلی است کز انگشت نزاید شیرش

صائب ازحلقه این سخت کمانان سخن

خامه ماست که بر سنگ نیامد تیرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۷۸شوختر می شود ازخواب گران، مژگانش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۷۹خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۸۰دلپذیرست چنان پسته شکرشکنش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۸۱کم نگردید ز خط خوبی روز افزونش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۸۲داغدار از عرق شرم شود نسرینش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۸۳ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۸۴دین به دنیای دنی ای دل نادان مفروش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۸۵لب خمیازه ما شد ز می ناب خموش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.