پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶۸

چنان افکنده است ازطاق دلها کعبه راکویش

که پهلو می زند با طاق نیسان طاق ابرویش

به این عنوان غبار خط اگر برخیزد ازرویش

به زیر خاک ماند دام زلف عنبرین بویش

اگر چه مهر خاموشی به لب چون مردمک دارد

سخن چون خامه می ریزد ز مژگان سخنگویش

میان گوهر وآیینه صحبت در نمی گیرد

نگه دارد چسان خود راعرق برصفحه رویش

ز خون صید اطلس پوش شد صحرا و از شوخی

اشارت برنمی دارد سر از دنبال ابرویش

دلی کز تیغ سیراب تو زخمی بر جگر دارد

سراسر می رود آب خضر پیوسته درجویش

اگر از دل تراوش کم کند خوناب، معذورم

کباب من ندارد اشک ازبس گرمی خویش

مکن تخم امید عالمی راروزی موران

نگه دارای خط بیرحم دست ازخال دلجویش

سیه بختی به خون چون لاله غلطیده است هرجانب

زمین کربلا راداغ دارد عرصه کویش

به موج پیچ وتاب غیرت افتاده است چون جوهر

مگر آیینه روی خویش رادیده است دررویش؟

دل ز بالابلندان می رباید سرو نازمن

صنوبر چون نگه دارد دل از بالای دلجویش؟

تواند کج نشستن درصف روشندلان صائب

نشیند هرکه چون مینا شبی زانو بزانویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۷۰برتو دوزخ شده از کثرت عصیان آتش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۷۱بس که آمیخته ناز بود رفتارش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۷۲عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۷۳در نقاب است و نظر سوز بود دیدارش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۷۴شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۷۵خواب چشم تو که ازناز بود تعبیرش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۷۶حرف عقبی که درین نشأه کنی تقریرش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۷۷آب گردد می گلرنگ ز رنگ آلش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.