پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶۹

ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش

چسان دل داد خط را کاین چنین استاد بررویش ؟

رمیدن جمع با خواب گران هرگز نمی گردد

چسان این هر دو را آمیخت با هم چشم جادویش ؟

به خال او سپردم خرده جان را،ندانستم

که در ایام خط پنهان کند رو خال هندویش

به تیغ بی نیازی می کشدخضر و مسیحا را

به صید من کجا رغبت کند مژگان دلجویش؟

مدار دلبری برنعل وارون است خوبان را

مشو زنهار صائب ناامید ازچین ابرویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۷۱بس که آمیخته ناز بود رفتارش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۷۲عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۷۳در نقاب است و نظر سوز بود دیدارش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۷۴شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۷۵خواب چشم تو که ازناز بود تعبیرش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۷۶حرف عقبی که درین نشأه کنی تقریرش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۷۷آب گردد می گلرنگ ز رنگ آلش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۷۸شوختر می شود ازخواب گران، مژگانش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.