پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۷۲

عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش

نفس صبح قیامت دمد از منقارش

از بهار چمن افروز چه گل خواهد چید؟

می پرستی که نباشد به گرو دستارش

دست از پرورش شاخ امل کوته دار

کاین نهالی است که باشد گره دل بارش

گلشنی را که بود دیده گلچین در پی

مژه بر هم نزند خار سر دیوارش

حاصل نعمت دنیا همه زرق است و فریب

این درختی است که پوچ است سراسر بارش

کیست امروز درین باغ بغیر از صائب ؟

عندلیبی که چکد خون دل از منقارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۷۴شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۷۵خواب چشم تو که ازناز بود تعبیرش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۷۶حرف عقبی که درین نشأه کنی تقریرش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۷۷آب گردد می گلرنگ ز رنگ آلش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۷۸شوختر می شود ازخواب گران، مژگانش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۷۹خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۸۰دلپذیرست چنان پسته شکرشکنش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۸۱کم نگردید ز خط خوبی روز افزونش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.