پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۲۴

ز سوز سینه پروانه من آب شد آتش

زسیر و دور من سرگشته چون گرداب شد آتش

به داغ ازروی آتشناک او خوش می کنم دل را

شرر تسبیح باشد هرکه را محراب شد آتش

ز بس خون گریه کرد از رشک روی آتشین او

چو رنگ لعل پنهان در دل خوناب شد آتش

ز برق می کف خاکستری شد زهد خشک من

کتان بیجگر را پرتو مهتاب شد آتش

اگر چه بود از روشن روانی شمع محفلها

ز آب دیده من گوهر نایاب شد آتش

من عاجز عنان عمر مستعجل چسان گیرم

که از بس گرمی رفتار،این سیلاب شد آتش

ز فیض کیمیای عشق آتش آب می گردد

گوارا بر سمندر چون شراب ناب شدآتش

به همواری توان مغلوب کردن خصم سرکش را

که با چندین زبان، خامش به مشتی آب شد آتش

گر از اسباب افزود آب روی دیگران صائب

دل آزاده را جمعیت اسباب شد آتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۲۶چه سازد صنعت مشاطه با حسن خدادادش ؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۲۷نشد روشن چراغم از عذار آتش اندودش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۲۸نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۲۹سخن دارد به آب زندگی لعل گهر بارش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۳۰همان یوسف که مصر آمد به تنگ از بس خریدارش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۳۱عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۳۲حساب دین و دل راپاک کن باچشم عیارش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۳۳من و عشقی که دست چرخ را چنبرکند زورش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.