پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۲۳

یکی صد شد ز خط کیفیت چشم گرانخوابش

مگر خط می کند بیهوشدارو درمی نابش ؟

کجا تاب نگاه گرم دارد سایه پروردی

که گردد آفتابی چهره از گلگشت مهتابش

چه پروا دارد از فریاد مظلومان سیه چشمی

که مژگان چون رگ سنگ است از سنگینی خوابش

ریایی چون نگردد طاعت زاهد در آن مسجد

که باشد ازخدا در خلق دایم روی محرابش

توانگر از نشاط فربهی در خود نمی گنجد

ازین غافل که هم پهلوی چرب اوست قصابش

درین دریا کدامین سیل جوش خودنمایی زد؟

که مهر خامشی برلب نزد دریا ز گردابش

بود یک چشمه از کیفیت سرشار حسن او

که ساغر برنمی گردد تهی از لعل سیرابش

ز خون خوردن ندارد چشم خواب آلود او سیری

چه سیرابی دهد آبی که نوشد تشنه درخوابش؟

مشو آلوده دنیا و لذتهای او صائب

که دارد درد غم درچاشنی، صاف می نابش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۲۵کجا پروانه را با خویش سازد همنشین آتش؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۲۶چه سازد صنعت مشاطه با حسن خدادادش ؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۲۷نشد روشن چراغم از عذار آتش اندودش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۲۸نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۲۹سخن دارد به آب زندگی لعل گهر بارش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۳۰همان یوسف که مصر آمد به تنگ از بس خریدارش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۳۱عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۳۲حساب دین و دل راپاک کن باچشم عیارش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.