پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶۴

سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش

دو عالم چون دو زلف عنبرین افتاده درپایش

خمار و خواب وبیماری و شوخی وسیه مستی

ز یک پیمانه می نوشند می درچشم شهلایش

سخن چندان که می ریزد زچشم اوبه آسانی

به دشواری برون می آید ازلعل شکرخایش

اگر چه سرو دارد در بغل منشور رعنایی

به جای قد خجالت می کشد ازنخل بالایش

به دامان قیامت میکشد دوران حسن او

که خوبی را رهایی نیست ازمژگان گیرایش

ز بار دل به لرزیدن صنوبر راسبک سازد

اگر در بوستان در جلوه آید سرو بالایش

ازان آن سرو سیمین درنظرها سبز می آید

که پیچیده است دود آه عاشق برسراپایش

به آن زندگی چون نسبت جانان کنم صائب

که سیری هست ازجان، نیست سیری ازتماشایش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۶۶رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۶۷کجا چشم ترمن زهره دارد بنگرد سویش؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۶۸چنان افکنده است ازطاق دلها کعبه راکویش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۶۹ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۷۰برتو دوزخ شده از کثرت عصیان آتش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۷۱بس که آمیخته ناز بود رفتارش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۷۲عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۷۳در نقاب است و نظر سوز بود دیدارش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.