پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶۳

به وحشت دل کجاگردد خلاص ازچشم شهلایش ؟

که آهو چشم قربانی شد ازمژگان گیرایش

به هرجانب نظر جولان کند گل می توان چیدن

که شد یک دسته گل عالم ز حسن عالم آرایش

چه قد دلفریب است این، که گردیدند خوش چشمان

چوآهو سربسر خوش گردن ازذوق تماشایش

به کار سخت می چسبد دل و دستش به آسانی

بود چون کوهکن هرکس که شیرین کارفرمایش

مرا شمشاد قدی میکشد در خاک و خون صائب

که سر چون بید مجنون برندارد سرو از پایش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۶۵چه نسبت بانسیم مصر دارد شوخی بویش؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۶۶رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۶۷کجا چشم ترمن زهره دارد بنگرد سویش؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۶۸چنان افکنده است ازطاق دلها کعبه راکویش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۶۹ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۷۰برتو دوزخ شده از کثرت عصیان آتش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۷۱بس که آمیخته ناز بود رفتارش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۷۲عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.