پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶۵

چه نسبت بانسیم مصر دارد شوخی بویش؟

که خون رامشک سازد در دل صیاد، آهویش

ز گل پیراهنی چشم نسیم آشنادارم

که از رنگ است پابرجاتر از دلبستگی بویش

تمنای ترحم دارم از خورشید رخساری

که یک زخم نمایان است صبح ازدست و بازویش

رگ خوابش عنان دولت بیدار میگردد

دلی کافتاد در سرپنجه مژگان دلجویش

ازان در دل گره چون لاله دارم شکوه خونین

که خاکستر شود اشک کباب از گرمی خویش

کجا دامان آن آتش عنان راخون ماگیرد؟

به خون رنگین نمی گردد زتیزی تیغ ابرویش

کمند از طوق قمری حلقه سازد سرو بستانی

اگر بر طرف باغ افتد ز شوخی راه آهویش

میسر نیست چشم از روی او برداشتن صائب

که چون خواب بهاران است گیرا چشم جادویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۶۷کجا چشم ترمن زهره دارد بنگرد سویش؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۶۸چنان افکنده است ازطاق دلها کعبه راکویش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۶۹ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۷۰برتو دوزخ شده از کثرت عصیان آتش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۷۱بس که آمیخته ناز بود رفتارش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۷۲عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۷۳در نقاب است و نظر سوز بود دیدارش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۷۴شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.