پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۹۸

می ز شرم لب می آشامش

عرق شرم گشت درجامش

خال دلکشترست یا زلفش ؟

دانه گیراترست یا دامش ؟

در دل آفتاب،خون ز شفق

می کند بوسه لب بامش

من که بودم ز پسته یکدل تر

دو دلم کرد چشم بادامش

آن که روزم چو پشت آینه کرد

می توان دید رو دراندامش

عشق خونخوار خلوتی دارد

که بود چشم شیر گلجامش

می توان خواند همچو آب روان

ازعقیق سرشک من نامش

می کند وحشت از جهان ،صائب

دل هر کس که می شود رامش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۰۰بس که زند موج نور سرو روانش
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۰۱برسر حرف آمده است چشم سیاهش
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۰۲از هر صدا نبازم چون کوه لنگر خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۰۳بر دشمنان شمردم عیب نهانی خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۰۴در خرابات مغان ستار باش
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۰۵از کفر توان رستن ای یار به آمیزش
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۰۶مهر لب هزره گو پرده آهستگی است
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۰۷هر حلقه ز کاکل رسایش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.