پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰۲

از هر صدا نبازم چون کوه لنگر خویش

بحر گران وقارم در پاس گوهر خویش

شمع حریم عشقم پروای کشتنم نیست

بسیار دیده ام من در زیر پا سرخویش

از خشکسال ساحل اندیشه ای ندارم

پیوسته در محیطم از آب گوهر خویش

دریافت مرغ تصویر معراج بوی گل را

ما رنگ گل ندیدیم از سستی پر خویش

شهد وصال شکر می خواست دور باشی

از زهر سبز کردیم چون طوطیان پر خویش

تا در میان آتش در باغ خلد باشی

از آبروی خود کن زنهار گوهر خویش

زان گوهر گرامی هرگزخبر نیابی

تا بادبان نسازی در بحر لنگر خویش

روزی که در گلستان انشای خنده کردیم

دیدیم بر کف دست چون شاخ گل سر خویش

دولت مساعدت کرد صیاد چشم پوشید

در کار دام کردم نخجیر لاغر خویش

غافل نیم ز ساغر هرچند بی شعورم

چون طفل می شناسم پستان مادر خویش

کردار من به گفتار محتاج نیست صائب

در زخم می نمایم چون تیغ جوهر خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۰۴در خرابات مغان ستار باش
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۰۵از کفر توان رستن ای یار به آمیزش
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۰۶مهر لب هزره گو پرده آهستگی است
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۰۷هر حلقه ز کاکل رسایش
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۰۸از قناعت می رود بیرون ز سر سودای حرص
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۰۹ز اضطراب دل کند آن زلف عنبرفام رقص
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۱۰محبت تو ز دل داد پیچ و تاب عوض
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱۱در رکاب برق دارد پای ،ایام نشاط
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.