پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰۴

در خرابات مغان ستار باش

چون لب پیمانه بی گفتار باش

مهر خاموشی به لب زن چون حباب

درمحیط معرفت سیار باش

فردشو چون نقطه از خط وجود

مرکز این آتشین پرگار باش

خط جوهر بی صفا دارد ترا

ساده شو آیینه اسرار باش

بیخودی این راه را طی می کند

از شراب سرخوشی سرشار باش

از شبیخون گرانخوابی بترس

دیده بان دولت بیدار باش

بر نمی داری خرابیهای سیل

چون بیابان جنون هموار باش

صحبت دریا اگر داری هوس

در رکاب سیل خوشرفتار باش

حلقه تسبیح، شرط ذکر نیست

ذکر کن،در حلقه زنار باش

خار بی گل عمرها بودی بس است

روزگاری هم گل بی خارباش

درد شد چون کهنه،درمان می شود

دایم از درد طلب بیمار باش

گر کنی چون شبنم گل خویش را

چشم برراه فروغ یارباش

مرغ یک پرزود میافتد به خاک

از رجا و خوف برخوردار باش

کاسه دریوزه را بشکن چو ماه

از فروغ عاریت بیزار باش

هست اگر در زیر پا آتش ترا

گو همه روی زمین پر خار باش

ترک کن گفتار بی کردار را

بعد ازین کردار بی گفتار باش

برگ و بار خویش را صائب بریز

از نهال وصل برخوردار باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۰۶مهر لب هزره گو پرده آهستگی است
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۰۷هر حلقه ز کاکل رسایش
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۰۸از قناعت می رود بیرون ز سر سودای حرص
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۰۹ز اضطراب دل کند آن زلف عنبرفام رقص
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۱۰محبت تو ز دل داد پیچ و تاب عوض
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۱۱در رکاب برق دارد پای ،ایام نشاط
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۱۲ندارد صفحه رخسار خوبان اعتبار خط
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱۳مکن با خاکساران سرکشی در روزگار خط
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.