فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ - روزگار دل در غم عشق تو زان بگذشت کار دل مرا
- شمارهٔ ۲ - پیرکنعان گر ندادی آرزوی وصل جانان ،جان مرا
- شمارهٔ ۳ - بلبل شوریده ای بلبل شوریده دیوانه توئی یا ما
- شمارهٔ ۴ - همت مردانه بی حجابانه درآ از در کاشانه ما
- شمارهٔ ۵ - وعده دیدار از جمال لایزالی برنداری گر نقاب
- شمارهٔ ۶ - آه مردم آه دردآلود مردم جان جانها را بسوخت
- شمارهٔ ۷ - هرچه خواهی بطلب سیصد و شصت نظر راتبه بنده ماست
- شمارهٔ ۸ - غم مخوری غم مخوری که عاقبت جای تو صدر جنت است
- شمارهٔ ۹ - می صافی می صافی طلب جانا که دُردی کش گرانخوار است
- شمارهٔ ۱۰ - همره بادصبا هرچه از سنگین دلان بر جان ما آید خوش است
- شمارهٔ ۱۱ - پای دل پای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است
- شمارهٔ ۱۲ - شب وصل حبیب آن که آتش افکند درخلق جانان من است
- شمارهٔ ۱۳ - زلال رحمت حق گنه کردی بگو کردیم ای دوست
- شمارهٔ ۱۴ - الله گو باتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیست
- شمارهٔ ۱۵ - درد بی حدّ گفتا کیی توبا ماگفتم کمین غلامت
- شمارهٔ ۱۶ - آه از آن ساعت یا رب آن ساعت که خلق از ما نیارد هیچ یاد
- شمارهٔ ۱۷ - آرزو دارم روزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد
- شمارهٔ ۱۸ - بلای ناگهان دل ناشاد من شاید که روزی شادمان گردد
- شمارهٔ ۱۹ - شیوه شیرین مرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد
- شمارهٔ ۲۰ - چون برقع بر اندازد تعالی الله چه حسنست این که چون برقع براندازد
- شمارهٔ ۲۱ - حضور درد زسر تا پا ی من گر همه اندوه و غم باشد
- شمارهٔ ۲۲ - شرح جور یار نمیدانم که او تا کی پی آزار خواهد شد
- شمارهٔ ۲۳ - طعنه بدخواه من نمیگویم که جور روزگارم میکشد
- شمارهٔ ۲۴ - سرمست صبغت الله وقت مستی بلبلان آمد
- شمارهٔ ۲۵ - خاکستری کسی کاو یار خود دارد چرا بر دیگری بندد
- شمارهٔ ۲۶ - فرهاد و بیستون شاخِ گل از نازکیّ یار یادم میدهد
- شمارهٔ ۲۷ - دارم امید تا ابد یا رب ز تو من لطفها دارم امید
- شمارهٔ ۲۸ - عشق حق هرکه در پیش تو بر خاک بمالد رخسار
- شمارهٔ ۲۹ - آرزوی یار عشق و بدنامی و درد و غم به ما شد یار غار
- شمارهٔ ۳۰ - تجلّی جمال گر نخواهد بود اندر صدر جنّت وصل یار
- شمارهٔ ۳۱ - جانب گلشن ای که مینالی ز دوران، جورِ یار من نگر
- شمارهٔ ۳۲ - دل مجروح ای ذکر تو را در دل، هر دم اثری دیگر
- شمارهٔ ۳۳ - خیمه به محشر طبل قیامت بکوفت آن ملک نفخ صور
- شمارهٔ ۳۴ - نورایمان دوست میگوید که ای عاشق اگر داری صبور
- شمارهٔ ۳۵ - سیّد انبیاء ای قصر رسالت تو معمور
- شمارهٔ ۳۶ - همه شب شب همه شب با تو میگوییم راز
- شمارهٔ ۳۷ - نومید مشو نومید مشو بنده از رحمت ما هرگز
- شمارهٔ ۳۸ - شام بشارت تو لذت عمل را از کارِ زار ما پرس
- شمارهٔ ۳۹ - غافل از احوال مظلومان در جهان امروز بیپروا مباش
- شمارهٔ ۴۰ - چونکه یوسف نیست گر مرا جان در بدن نبْوَد، بدن گو هم مباش
- شمارهٔ ۴۱ - باده جان داد مرا جان تو باده ای از جان خویش
- شمارهٔ ۴۲ - ازدست عشق از خان و مان آوارهام از دست عشق از دست عشق
- شمارهٔ ۴۳ - سرمه چشم فلک ای غبار خاک کویت سرمه چشم فلک
- شمارهٔ ۴۴ - دل زنگار خورده نامه ای دارم سیه تر از شب تاریک رنگ
- شمارهٔ ۴۵ - حسن یوسف مونسم یار است اندر تنگنای گور تنگ
- شمارهٔ ۴۶ - خانه عشق کی بود آیا که بنمائی جمال با کمال
- شمارهٔ ۴۷ - پهلوی دل تیر او پیوسته میخواهم که آید سوی دل
- شمارهٔ ۴۸ - شرح عاشقی به غیر از سایه در کویت کسی محرم نمییابم
- شمارهٔ ۴۹ - من محمّدیم غلام حلقه بگوش رسول ساداتم
- شمارهٔ ۵۰ - ای خوش آن روز ای خوش آن روزی که در دل مهر یاری داشتم
- شمارهٔ ۵۱ - مرغ آتشخواره زان بیوفای سنگدل جور و جفا میبایدم
- شمارهٔ ۵۲ - در باغ رضوان خوش آن غوغا که من خود را به پهلوی تو میدیدم
- شمارهٔ ۵۳ - مکن از خواب بیدارم به خواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارم
- شمارهٔ ۵۴ - حضرت بیچون بی تماشای جمالت روضه را هامون کنم
- شمارهٔ ۵۵ - بی ماه روی تو هرگز مباد آنکه بهشت آرزو کنم
- شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینم دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
- شمارهٔ ۵۷ - قلعه روحانیان بازکشم لشکر وتا به فلک بر روم
- شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیم گر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم
- شمارهٔ ۵۹ - نسیم رضوان چون تمام عمر نیکی کرد با تو آن کریم
- شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبی اشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریم
متن اشعار به نقل از گنجور.