پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰ - همره بادصبا

هرچه از سنگین دلان بر جان ما آید خوش است

گر وفا آید خوش و گر هم جفا آید خوش است

بشنوم تا چند بوی گل ز باد صبحدم

بوی او گر همره باد صبا آید خوش است

راضیم از هرچه پیش آید به درد عشق تو

گر همه بر جان من درد و بلا آید خوش است

روز ابر اینچنین داری چو سر در کاسه ای

گر به جای قطره ها سنگ از هوا آید خوش است

عشق زیبا مینماید محیی هرکس را که هست

بوی گل گر همره باد صبا آید خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲ - شب وصل حبیبآن که آتش افکند درخلق جانان من است
  2. شمارهٔ ۱۳ - زلال رحمت حقگنه کردی بگو کردیم ای دوست
  3. شمارهٔ ۱۴ - الله گوباتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیست
  4. شمارهٔ ۱۵ - درد بی حدّگفتا کیی توبا ماگفتم کمین غلامت
  5. شمارهٔ ۱۶ - آه از آن ساعتیا رب آن ساعت که خلق از ما نیارد هیچ یاد
  6. شمارهٔ ۱۷ - آرزو دارمروزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد
  7. شمارهٔ ۱۸ - بلای ناگهاندل ناشاد من شاید که روزی شادمان گردد
  8. شمارهٔ ۱۹ - شیوه شیرینمرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.