پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی

غزلیات

۷۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - روزگار دل در غم عشق تو زان بگذشت کار دل مرا
  2. شمارهٔ ۲ - پیرکنعان گر ندادی آرزوی وصل جانان ،جان مرا
  3. شمارهٔ ۳ - بلبل شوریده ای بلبل شوریده دیوانه توئی یا ما
  4. شمارهٔ ۴ - همت مردانه بی حجابانه درآ از در کاشانه ما
  5. شمارهٔ ۵ - وعده دیدار از جمال لایزالی برنداری گر نقاب
  6. شمارهٔ ۶ - آه مردم آه دردآلود مردم جان جانها را بسوخت
  7. شمارهٔ ۷ - هرچه خواهی بطلب سیصد و شصت نظر راتبه بنده ماست
  8. شمارهٔ ۸ - غم مخوری غم مخوری که عاقبت جای تو صدر جنت است
  9. شمارهٔ ۹ - می صافی می صافی طلب جانا که دُردی کش گرانخوار است
  10. شمارهٔ ۱۰ - همره بادصبا هرچه از سنگین دلان بر جان ما آید خوش است
  11. شمارهٔ ۱۱ - پای دل پای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است
  12. شمارهٔ ۱۲ - شب وصل حبیب آن که آتش افکند درخلق جانان من است
  13. شمارهٔ ۱۳ - زلال رحمت حق گنه کردی بگو کردیم ای دوست
  14. شمارهٔ ۱۴ - الله گو باتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیست
  15. شمارهٔ ۱۵ - درد بی حدّ گفتا کیی توبا ماگفتم کمین غلامت
  16. شمارهٔ ۱۶ - آه از آن ساعت یا رب آن ساعت که خلق از ما نیارد هیچ یاد
  17. شمارهٔ ۱۷ - آرزو دارم روزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد
  18. شمارهٔ ۱۸ - بلای ناگهان دل ناشاد من شاید که روزی شادمان گردد
  19. شمارهٔ ۱۹ - شیوه شیرین مرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد
  20. شمارهٔ ۲۰ - چون برقع بر اندازد تعالی الله چه حسنست این که چون برقع براندازد
  21. شمارهٔ ۲۱ - حضور درد زسر تا پا ی من گر همه اندوه و غم باشد
  22. شمارهٔ ۲۲ - شرح جور یار نمی‌دانم که او تا کی پی آزار خواهد شد
  23. شمارهٔ ۲۳ - طعنه بدخواه من نمی‌گویم که جور روزگارم می‌کشد
  24. شمارهٔ ۲۴ - سرمست صبغت الله وقت مستی بلبلان آمد
  25. شمارهٔ ۲۵ - خاکستری کسی کاو یار خود دارد چرا بر دیگری بندد
  26. شمارهٔ ۲۶ - فرهاد و بیستون شاخِ گل از نازکیّ یار یادم می‌دهد
  27. شمارهٔ ۲۷ - دارم امید تا ابد یا رب ز تو من لطف‌ها دارم امید
  28. شمارهٔ ۲۸ - عشق حق هرکه در پیش تو بر خاک بمالد رخسار
  29. شمارهٔ ۲۹ - آرزوی یار عشق و بد‌نامی و درد و غم به ما شد یار غار
  30. شمارهٔ ۳۰ - تجلّی جمال گر نخواهد بود اندر صدر جنّت وصل یار
  31. شمارهٔ ۳۱ - جانب گلشن ای که می‌نالی ز دوران‌، جورِ یار من نگر
  32. شمارهٔ ۳۲ - دل مجروح ای ذکر تو را در دل‌، هر دم اثری دیگر
  33. شمارهٔ ۳۳ - خیمه به محشر طبل قیامت بکوفت آن ملک نفخ صور
  34. شمارهٔ ۳۴ - نورایمان دوست می‌گوید که ای عاشق اگر داری صبور
  35. شمارهٔ ۳۵ - سیّد انبیاء ای قصر رسالت تو معمور
  36. شمارهٔ ۳۶ - همه شب شب همه شب با تو می‌گوییم راز
  37. شمارهٔ ۳۷ - نومید مشو نومید مشو بنده از رحمت ما هرگز
  38. شمارهٔ ۳۸ - شام بشارت تو لذت عمل را از کار‌ِ زار ما پرس
  39. شمارهٔ ۳۹ - غافل از احوال مظلومان در جهان امروز بی‌پروا مباش
  40. شمارهٔ ۴۰ - چونکه یوسف نیست گر مرا جان در بدن نبْوَد‌، بدن گو هم مباش
  41. شمارهٔ ۴۱ - باده جان داد مرا جان تو باده ای از جان خویش
  42. شمارهٔ ۴۲ - ازدست عشق از خان و مان آواره‌ام از دست عشق از دست عشق
  43. شمارهٔ ۴۳ - سرمه چشم فلک ای غبار خاک کویت سرمه چشم فلک
  44. شمارهٔ ۴۴ - دل زنگار خورده نامه ای دارم سیه تر از شب تاریک رنگ
  45. شمارهٔ ۴۵ - حسن یوسف مونسم یار است اندر تنگنای گور تنگ
  46. شمارهٔ ۴۶ - خانه عشق کی بود آیا که بنمائی جمال با کمال
  47. شمارهٔ ۴۷ - پهلوی دل تیر او پیوسته میخواهم که آید سوی دل
  48. شمارهٔ ۴۸ - شرح عاشقی به غیر از سایه در کویت کسی محرم نمی‌یابم
  49. شمارهٔ ۴۹ - من محمّدیم غلام حلقه بگوش رسول ساداتم
  50. شمارهٔ ۵۰ - ای خوش آن روز ای خوش آن روزی که در دل مهر یاری داشتم
  51. شمارهٔ ۵۱ - مرغ آتش‌خواره زان بی‌وفای سنگدل جور و جفا می‌بایدم
  52. شمارهٔ ۵۲ - در باغ رضوان خوش آن غوغا که من خود را به پهلوی تو می‌دیدم
  53. شمارهٔ ۵۳ - مکن از خواب بیدارم به خواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارم
  54. شمارهٔ ۵۴ - حضرت بیچون بی تماشای جمالت روضه را هامون کنم
  55. شمارهٔ ۵۵ - بی ماه روی تو هرگز مباد آنکه بهشت آرزو کنم
  56. شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینم دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
  57. شمارهٔ ۵۷ - قلعه روحانیان بازکشم لشکر وتا به فلک بر روم
  58. شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیم گر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم
  59. شمارهٔ ۵۹ - نسیم رضوان چون تمام عمر نیکی کرد با تو آن کریم
  60. شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبی اشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریم

متن اشعار به نقل از گنجور.