پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲ - شرح جور یار

نمی‌دانم که او تا کی پی آزار خواهد شد

نگوید این دلم آخر از او بیزار خواهد شد

بدین خو چند روزی گر بماند از جفای او

تنم بیمار خواهد گشت و جان افگار خواهد شد

به خواب مرگ شد بخت من و گویند یارانم

که تو فریاد و افغان کن که او بیدار خواهد شد

مکن بهر خدا عزم گلستان با چنین رویی

که دانم باغبان شرمنده از گلزار خواهد شد

مَیَفشان دست چندی ای سرو ناز من

که هوش جان ز دست دست تو افگار خواهد شد

چه گویم شرح جور یار و درد خویش با مردم

که بی تسکین مرا گویند با تو یار خواهد شد

ز اندوه دل چاک و جگر تا کی برد محیی

که این عشق است و اینها هر زمان بسیار خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴ - سرمست صبغت اللهوقت مستی بلبلان آمد
  2. شمارهٔ ۲۵ - خاکستریکسی کاو یار خود دارد چرا بر دیگری بندد
  3. شمارهٔ ۲۶ - فرهاد و بیستونشاخِ گل از نازکیّ یار یادم می‌دهد
  4. شمارهٔ ۲۷ - دارم امیدتا ابد یا رب ز تو من لطف‌ها دارم امید
  5. شمارهٔ ۲۸ - عشق حقهرکه در پیش تو بر خاک بمالد رخسار
  6. شمارهٔ ۲۹ - آرزوی یارعشق و بد‌نامی و درد و غم به ما شد یار غار
  7. شمارهٔ ۳۰ - تجلّی جمالگر نخواهد بود اندر صدر جنّت وصل یار
  8. شمارهٔ ۳۱ - جانب گلشنای که می‌نالی ز دوران‌، جورِ یار من نگر
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.