پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷ - دارم امید

تا ابد یا رب ز تو من لطف‌ها دارم امید

از تو گر امّید بُرَّم از کجا دارم امید

زیستم عمر بسی چون دشمنان‌، دشمن مگیر

بی‌وفایی کرده‌ام از تو وفا دارم امید

هم فقیرم هم غریبم‌، بی‌کس و بیمار و زار

یک قدح زان شربت دار‌الشّفا دارم امید

منتهای کار تو دانم چو آمرزیدن است

زان سبب من رحمت بی‌منتها دارم امید

هرکسی امّید دارد از خدا و جز خدا

لیک عمری شد که از تو‌، من تو را دارم امید

هم تو دیدی من چه‌ها کردم و پوشیدی ز لطف

هم تو می‌دانی که از تو من چرا دارم امید

ذره ذره چون جدا گرداندم خاک لحد

بهرِ هر ذره ز تو فضل خدا دارم امید

دمبدم بد گفته‌ام بد مانده‌ام بد کرده‌ام

با وجود این خطا‌ها من عطا دارم امید

روشنی چشم من از گریه کم شد ای حبیب

این زمان از خاک کویت توتیا دارم امید

محیی می‌گوید که خون من حبیب من بریخت

بعد از این کشتن از او من لطف‌ها دارم امید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹ - آرزوی یارعشق و بد‌نامی و درد و غم به ما شد یار غار
  2. شمارهٔ ۳۰ - تجلّی جمالگر نخواهد بود اندر صدر جنّت وصل یار
  3. شمارهٔ ۳۱ - جانب گلشنای که می‌نالی ز دوران‌، جورِ یار من نگر
  4. شمارهٔ ۳۲ - دل مجروحای ذکر تو را در دل‌، هر دم اثری دیگر
  5. شمارهٔ ۳۳ - خیمه به محشرطبل قیامت بکوفت آن ملک نفخ صور
  6. شمارهٔ ۳۴ - نورایماندوست می‌گوید که ای عاشق اگر داری صبور
  7. شمارهٔ ۳۵ - سیّد انبیاءای قصر رسالت تو معمور
  8. شمارهٔ ۳۶ - همه شبشب همه شب با تو می‌گوییم راز
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.