پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲ - دل مجروح

ای ذکر تو را در دل‌، هر دم اثری دیگر

وای از تو به ملک جان دارم خبری دیگر

از تیر ملامت‌ها داریم دلِ مجروح

جز لطف تو ما را نیست والله سری دیگر

سلطان جمال تو تا جلوه دهد خود را

برساخته از هر دل‌‌، آیینه گری دیگر

در معرکه محشر آهی نزند عاشق

هردم اگرش سوی تو در مقری دیگر

زان می که به او دادی در روز الست ای دوست

لطفی کن و ما را ده جامی‌، قَدَری دیگر

در خدمت حق گر تو مردانه کمر بندی

بخشد به تو هر لحظه تاج و کمری دیگر

درخانهٔ بی‌روزن یعنی لَحَدِ تاریک

بر جانِ تو خواهد تافت شمس و قمری دیگر

یا‌رب تو به مشتی خاک از بس که نظر داری

پیدا شده هر لحظه صاحب‌نظر‌ی دیگر

عیش تن و جان و دل از رهگذر عشقت

عشرت نتوان کردن از رهگذر‌ی دیگر

بردوخت دل و دیده از دیدن غیر حق

نبود دلِ مجنون را جز این هنر‌ی دیگر

هرکس که درِحق زد رو از همه درها تافت

زان در نتوان رفتن هرگز به دری دیگر

در آیینه دل دید محیی رخ یار و گفت

ای ذکر تو را در دل هر دم اثری دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴ - نورایماندوست می‌گوید که ای عاشق اگر داری صبور
  2. شمارهٔ ۳۵ - سیّد انبیاءای قصر رسالت تو معمور
  3. شمارهٔ ۳۶ - همه شبشب همه شب با تو می‌گوییم راز
  4. شمارهٔ ۳۷ - نومید مشونومید مشو بنده از رحمت ما هرگز
  5. شمارهٔ ۳۸ - شام بشارتتو لذت عمل را از کار‌ِ زار ما پرس
  6. شمارهٔ ۳۹ - غافل از احوال مظلوماندر جهان امروز بی‌پروا مباش
  7. شمارهٔ ۴۰ - چونکه یوسف نیستگر مرا جان در بدن نبْوَد‌، بدن گو هم مباش
  8. شمارهٔ ۴۱ - باده جانداد مرا جان تو باده ای از جان خویش
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.