پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷ - نومید مشو

نومید مشو بنده از رحمت ما هرگز

زیرا که به غیر از ما کس نیست تورا هرگز

خواهم که در این عالم تو پاک شوی از جرم

ورنه به تو نفرستم‌، ای بنده‌، بلا هرگز

چون سوخته ای امروز از درد فراق ما

در سوختنت فردا‌، ندهیم رضا هرگز

من با توام ای عاشق‌، تو نیز به ما می‌باش

هرگز چو نشاید دوست‌، از دوست جدا هرگز

هرچند که رو از ما برتافتی و رفتی

رو از تو نمی‌تابد خود رحمت ما هرگز

از درد فراق ما یک شب چو به روز آری

دیدار نپوشانم در روز لقا هرگز

گر بر دل خود ما را روزی گذرانی تو

در دوزخ‌ِ پر‌آتش‌، ناریم ترا هرگز

ای بنده گناه خود تو دیدی و تو دانی

بر روت نیارم هم در روز جزا هرگز

ای جمع تهی‌دستان حقّا که نخواهم بست

من این درِ رحمت را بر روی شما هرگز

از بیم جدا بودن از دولت جاویدان

محیی نبوَد یک‌دم بی‌یاد خدا هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹ - غافل از احوال مظلوماندر جهان امروز بی‌پروا مباش
  2. شمارهٔ ۴۰ - چونکه یوسف نیستگر مرا جان در بدن نبْوَد‌، بدن گو هم مباش
  3. شمارهٔ ۴۱ - باده جانداد مرا جان تو باده ای از جان خویش
  4. شمارهٔ ۴۲ - ازدست عشقاز خان و مان آواره‌ام از دست عشق از دست عشق
  5. شمارهٔ ۴۳ - سرمه چشم فلکای غبار خاک کویت سرمه چشم فلک
  6. شمارهٔ ۴۴ - دل زنگار خوردهنامه ای دارم سیه تر از شب تاریک رنگ
  7. شمارهٔ ۴۵ - حسن یوسفمونسم یار است اندر تنگنای گور تنگ
  8. شمارهٔ ۴۶ - خانه عشقکی بود آیا که بنمائی جمال با کمال
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.