پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳ - سرمه چشم فلک

ای غبار خاک کویت سرمه چشم فلک

ای به تو محتاج خلق هر دو عالم یک به یک

یا رسول الله توئی کان ملاحت پرکمال

کزتو باید برد خوبان دو عالم را نمک

هرکه او امروز مالد روی بر خاک درت

آن مبارک روی فردا کی درآید در فلک

شام سبحان الذی اسری بعبده شد سوار

بر بُراق راهوار برق همچون تیز تک

در مقام قاب قوسینت خدا کرده سلام

تو رسانیدی سلام حق به امّت یک به یک

از خدایت رحمت و از تو شفاعت روز حشر

در نجات عاصیان امّت تو نیست شک

تا ملک بشنوده است صلوات تو از امّتت

عذر خواه از گناه امّت تو شد ملک

گر نبودی روی تو میبود در کتم عدم

هم ولیّ و هم نبیّ وهم سماوات و سمک

مرغ جانها را بود پر از صلوة لطف تو

بی پر تو اینچنین نتوان پریدن بر فلک

نامهای عاصیان امّت خود را ببین

پس بفرما تا گناهانرا کنند از نامه حک

محیی صلوات آن شفیع و آن نبی بسیار گو

زانکه داری تو بدی بسیار و نیکوئی کمک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵ - حسن یوسفمونسم یار است اندر تنگنای گور تنگ
  2. شمارهٔ ۴۶ - خانه عشقکی بود آیا که بنمائی جمال با کمال
  3. شمارهٔ ۴۷ - پهلوی دلتیر او پیوسته میخواهم که آید سوی دل
  4. شمارهٔ ۴۸ - شرح عاشقیبه غیر از سایه در کویت کسی محرم نمی‌یابم
  5. شمارهٔ ۴۹ - من محمّدیمغلام حلقه بگوش رسول ساداتم
  6. شمارهٔ ۵۰ - ای خوش آن روزای خوش آن روزی که در دل مهر یاری داشتم
  7. شمارهٔ ۵۱ - مرغ آتش‌خوارهزان بی‌وفای سنگدل جور و جفا می‌بایدم
  8. شمارهٔ ۵۲ - در باغ رضوانخوش آن غوغا که من خود را به پهلوی تو می‌دیدم
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.