پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲ - در باغ رضوان

خوش آن غوغا که من خود را به پهلوی تو می‌دیدم

تو سوی خلق می‌دیدی و من سوی تو می‌دیدم

نمی‌دانم مرا می‌آزمایی یا شدی بدخو

که آن حالت نمی‌بینم که از خوی تو می‌دیدم

اگر در باغ رضوان خویش را بینم چنان نبود

که شب در خواب خود را بر سر کوی تو می‌دیدم

فدایت این زبان، جانم به یادت هست پیش از آن

که صد دشنام می‌دادی چو بر روی تو می‌دیدم

عجب نبود اگر با عاشق خود سرگران بودی

که صید بسته با هر موی گیسوی تو می‌دیدم

به یادم آمد ای محیی که چون بر خاک افتادی

به هرجا سایه‌ای افتاده از بوی تو می‌دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴ - حضرت بیچونبی تماشای جمالت روضه را هامون کنم
  2. شمارهٔ ۵۵ - بی ماه روی توهرگز مباد آنکه بهشت آرزو کنم
  3. شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینمدوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
  4. شمارهٔ ۵۷ - قلعه روحانیانبازکشم لشکر وتا به فلک بر روم
  5. شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیمگر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم
  6. شمارهٔ ۵۹ - نسیم رضوانچون تمام عمر نیکی کرد با تو آن کریم
  7. شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبیاشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریم
  8. شمارهٔ ۶۱ - نشان یار می‌جویمبه خود مشغول می‌گردم که از خود یار می‌جویم
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.