پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴ - حضرت بیچون

بی تماشای جمالت روضه را هامون کنم

حور عین را از درون قصرها بیرون کنم

حور زیبا روی را خواهیم دادن سه طلاق

گرنه رو در نور روی حضرت بیچون کنم

روضه را جلوه مده رضوان که بالله العظیم

من به یک آهش بسوزانم تو را مجنون کنم

آب دارد ای بهشتی کوثر و طوبای تو

من به یکدم کار و بار هر دو را یکسو کنم

گرنه در فردوس باشد دیدن دیدار دوست

زاویه در هاویه بگزیده دیده خون کنم

ایهاالعشّاق اگر معشوق بردارد نقاب

دیده ما در خور او نیست ،آیا چون کنم

محیی با ما دار خود را بی ریاضت تا تو را

چون جنید و شبلی و بایزید و ذوالنّون کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینمدوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
  2. شمارهٔ ۵۷ - قلعه روحانیانبازکشم لشکر وتا به فلک بر روم
  3. شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیمگر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم
  4. شمارهٔ ۵۹ - نسیم رضوانچون تمام عمر نیکی کرد با تو آن کریم
  5. شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبیاشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریم
  6. شمارهٔ ۶۱ - نشان یار می‌جویمبه خود مشغول می‌گردم که از خود یار می‌جویم
  7. شمارهٔ ۶۲ - قلندرخانه عشقما به جنّت از برای کار دیگر می‌رویم
  8. شمارهٔ ۶۳ - محی دل افگارکاسه سر شد سفال و دیده گریان همان
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.