پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵ - بی ماه روی تو

هرگز مباد آنکه بهشت آرزو کنم

خود را به هیچ ، بهر چه بی آبرو کنم

چندین هزار جان گرامی شود به باد

گر من حدیث طرّه او مو به موکنم

چون دست من به جام مرصّع نمی رسد

قلّاش وار دِرَمی از او آرزو کنم

آن سال و مه مباد که بی ماه روی تو

یک لحظه زندگانی خود آرزو کنم

خود را به دار برکشم از دست جور او

وز آه جان گداز رسن در گلو کنم

محیی اگر به کعبه کنم روی در نماز

شرمم شود که روی دگر سوی او کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷ - قلعه روحانیانبازکشم لشکر وتا به فلک بر روم
  2. شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیمگر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم
  3. شمارهٔ ۵۹ - نسیم رضوانچون تمام عمر نیکی کرد با تو آن کریم
  4. شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبیاشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریم
  5. شمارهٔ ۶۱ - نشان یار می‌جویمبه خود مشغول می‌گردم که از خود یار می‌جویم
  6. شمارهٔ ۶۲ - قلندرخانه عشقما به جنّت از برای کار دیگر می‌رویم
  7. شمارهٔ ۶۳ - محی دل افگارکاسه سر شد سفال و دیده گریان همان
  8. شمارهٔ ۶۴ - ناله های منمن که هستم زنده دور از دلربای خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.