پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینم

دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم

وگر آن دولتم نبود در و دیوار او بینم

کند جان در تنم آمد شد ویابد ضیاء چشمم

چوبالای بلند و شیو ه رفتار او بینم

نخواهم دیده روشن که بر غیری فتد ناگه

همان بهتر که از نور رخش دیدار او بینم

چو مجنون آهوی صحرا ازآن رو دوست میدارم

که با وی حالتی از نرگس بیمار او بینم

ز رَشکِ آنکه خواندی ازسگانِ کوی خود محیی

همه کس سنگ کین بر کف پی آزار او بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیمگر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم
  2. شمارهٔ ۵۹ - نسیم رضوانچون تمام عمر نیکی کرد با تو آن کریم
  3. شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبیاشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریم
  4. شمارهٔ ۶۱ - نشان یار می‌جویمبه خود مشغول می‌گردم که از خود یار می‌جویم
  5. شمارهٔ ۶۲ - قلندرخانه عشقما به جنّت از برای کار دیگر می‌رویم
  6. شمارهٔ ۶۳ - محی دل افگارکاسه سر شد سفال و دیده گریان همان
  7. شمارهٔ ۶۴ - ناله های منمن که هستم زنده دور از دلربای خویشتن
  8. شمارهٔ ۶۵ - مجال صحبت در خلوتمجالی کی بود با تو حدیث خویشتن گفتن‌؟
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.