پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیم

گر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم

با آن که دل به ما داد ، ما روز و شب قرینیم

گر ما دل تو یابیم تسکین تو بسازیم

تاوان یک دل تو صد دل بیافرینیم

نفرین خویش میگو تا گم شود وجودت

چون با تو بعد از آن ما گویای آفرینیم

شیطان هزار فرسنگ از گرد تو گریزد

سیصد نظر چو هر روز اندر دل تو بینیم

گر صدهزار شیطان اندر کمین نشیند

بر تو ظفر نیابد ما همچو در کمینیم

ای بنده توبه آنگه، بر تو کنیم رحمت

سوگند خور تو همچون ما نیز بر همینیم

محیی بِبُر بکلّی زین دوستان فانی

پیوند خود به ما کن، ما یار مستقیمیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبیاشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریم
  2. شمارهٔ ۶۱ - نشان یار می‌جویمبه خود مشغول می‌گردم که از خود یار می‌جویم
  3. شمارهٔ ۶۲ - قلندرخانه عشقما به جنّت از برای کار دیگر می‌رویم
  4. شمارهٔ ۶۳ - محی دل افگارکاسه سر شد سفال و دیده گریان همان
  5. شمارهٔ ۶۴ - ناله های منمن که هستم زنده دور از دلربای خویشتن
  6. شمارهٔ ۶۵ - مجال صحبت در خلوتمجالی کی بود با تو حدیث خویشتن گفتن‌؟
  7. شمارهٔ ۶۶ - طلب آمرزشنه چندانی گنه‌کار‌م که شرح آن توان دادن
  8. شمارهٔ ۶۷ - جمال یارندارم گرچه آن دیده که بینم در جمال تو
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.