پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵ - مجال صحبت در خلوت

مجالی کی بود با تو حدیث خویشتن گفتن‌؟

که پیش چون تو بدخو‌یی نمی‌آرم سخن گفتن

زمانی خلوتی خواهم که گویم حال خود با تو

که نتوان شرح حال خویشتن در انجمن گفتن

قد و روی ترا چون هر کسی سرو سمن گوید

توان خار و خس کویت به از سرو و سمن گفتن

به جان کندن نهانی یک سخن گویند از او با من

که از شیرین حکایت خوش بود با کوهکن گفتن

نباید گفت با بی‌درد هرگز وصف حسن تو

که بی‌حاصل بود بسیار از گل با زغن گفتن

غم تو از دل محیی نخواهد شد به آسانی

که نتواند مقید بی‌جهت ترک وطن گفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷ - جمال یارندارم گرچه آن دیده که بینم در جمال تو
  2. شمارهٔ ۶۸ - گر تو طلبی داریگر تو طلبی داری ، بیداری شب‌ها کو
  3. شمارهٔ ۶۹ - یار کو؟افسر شاهی نخواهم خاک پای یار کو‌؟
  4. شمارهٔ ۷۰ - من که‌ام!من کی‌ام؟ رسوای شهر و عاشق دیوانه‌ای
  5. شمارهٔ ۷۱ - دل پرغمگر دل غم پرور ما غمگساری داشتی
  6. شمارهٔ ۷۲ - دل زاربگو با این دل زارم کشد جور و جفا تا کی‌؟
  7. شمارهٔ ۷۳ - برون آ شهسوارابرون آ شهسوار من تعلّل بیش از این تا کی‌؟
  8. شمارهٔ ۷۴ - بی وفابی‌وفا یارا چنین تا کی جفا‌کاری کنی‌؟
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.