پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸ - گر تو طلبی داری

گر تو طلبی داری ، بیداری شب‌ها کو

با ذکر خدا بودن در خلوت تنها کو

آن دوست ، زِ هر ذرّه، خود را به شما بنمود

در مشرق و در مغرب، یک دیده بینا کو

هرچیز کزو جُستی ، بهر تو مهیا کرد

تو هیچ نمی‌گویی کان خالق اشیا کو

بسیار گنه کردی از حق تو نترسیدی

از ترس عذاب حق ، نالیدن شب‌ها کو

چون گویی تو یا الله، گوییم به تو لبّیک

این بنده‌نوازی‌ها، جز حضرت ما را کو

بر خود نکنی رحم و من بر تو کنم رحمت

دستگیر گنه کاران غیر از کرم ما کو

بیننده و شنونده ،جز من کس دیگر نِه

بی‌سمع و بصر چون من، بیننده شِنوا کو

من اوّل و من آخر، من ظاهر و من باطن

جمله منم و جز من، یک ذرّه تو بنما کو

از غایت پیدایی پنهان بُوَم این دانم

پیدای چنان پنهان ، می‌گو که تو آیه کو

ذات و صفت اسمم چون خلق به ظاهر کرد

هرآن تو بدان بنگر، کان مُظهِر اشیا کو

ای دوست، محیی الدّین، می‌گفت که ای عاشق

گر تو طلبی داری ، بیداری شب‌ها کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰ - من که‌ام!من کی‌ام؟ رسوای شهر و عاشق دیوانه‌ای
  2. شمارهٔ ۷۱ - دل پرغمگر دل غم پرور ما غمگساری داشتی
  3. شمارهٔ ۷۲ - دل زاربگو با این دل زارم کشد جور و جفا تا کی‌؟
  4. شمارهٔ ۷۳ - برون آ شهسوارابرون آ شهسوار من تعلّل بیش از این تا کی‌؟
  5. شمارهٔ ۷۴ - بی وفابی‌وفا یارا چنین تا کی جفا‌کاری کنی‌؟
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.