پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲ - دل زار

بگو با این دل زارم کشد جور و جفا تا کی‌؟

کجایی لذت شادی‌، غم و درد و بلا تا کی‌؟

شدم بیگانه از خویش و نگشت او آشنا با من

کند بیگانگی چندین به من آن آشنا تا کی‌؟

مکن قصد چو من در ره فتاده از برای تو

ز حد بگذشت مشتاقی نیایی سوی ما تا کی‌؟

دلم طاقت نمی‌آرد تو هم انصاف پیش آور

ز تو جور و جفا چندین ز من مهر و وفا تا کی‌؟

برو ای جان از آن گلزار بویی سوی من آور

کشیدن منّت بسیار از باد صبا تا کی‌؟

گشایندم قبا تا من بیاسایم ز عمر خود

گره در دل مرا باشد از آن بند قبا تا کی‌؟

گر او را کشتنی باشد بکش ور‌نه کن آزاد‌ش‌

بود در دست تو محیی اسیر و مبتلا تا کی‌؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴ - بی وفابی‌وفا یارا چنین تا کی جفا‌کاری کنی‌؟
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.