پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹ - یار کو؟

افسر شاهی نخواهم خاک پای یار کو‌؟

بال گو بشکن هما‌، آن سایه دیوار کو‌؟

سرو را گیرم که دارد با قد او نسبتی

آن گل رخساره وآن شیوه رفتار کو‌؟

ور همان گیرم که گل بار آرد و جنبد ز باد

آن تبسّم گرد آن شیرین لب و گفتار کو‌؟

دیده آهو اگر چه دل‌فریب آمد ولی

آن کرشمه کردن و آن غمزه خونخوار کو‌؟

وصل او دشوار و بی‌او زندگی دشوارتر

مردن بی‌زخم هم ننگ‌ست و پای دار کو‌؟

ای خوش آن عاشق که عشق خویش بشناسد ز یار

وصل و هجر آنجا نگنجد یار کو اغیار کو‌؟

جان فدایت ای که آوردی خبر زان تندخو

باز پرسید از رقیبان‌، محیی دل‌افگار کو‌؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱ - دل پرغمگر دل غم پرور ما غمگساری داشتی
  2. شمارهٔ ۷۲ - دل زاربگو با این دل زارم کشد جور و جفا تا کی‌؟
  3. شمارهٔ ۷۳ - برون آ شهسوارابرون آ شهسوار من تعلّل بیش از این تا کی‌؟
  4. شمارهٔ ۷۴ - بی وفابی‌وفا یارا چنین تا کی جفا‌کاری کنی‌؟
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.