پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳ - مکن از خواب بیدارم

به خواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارم

که من دور از درش امشب ز عمر خویش بیزارم

خلاف‌ست اینکه می‌گویند باشد آرزو در دل

مرا در دل بود بد خوی و چندین آرزو دارم

نه آخر عاشقان باری ز خوبان رحمتی بینند‌؟

تو هم رحمی بکن با من که در عشقت گرفتارم

به روز وعده از هرجا که آوازی ز در آید

ز شادی بر‌جهم از جا که باز آمد ز در یارم

به یاد مجلس عیش تو‌، برگ عشرتم این بس

که افتد لخت‌لختی خونِ دل از چشم خونبارم

چه حال‌ست این که هرگه وعده وصلش رسد محیی

همان‌دم مانعی پیش آید از بخت نگونسار‌م

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵ - بی ماه روی توهرگز مباد آنکه بهشت آرزو کنم
  2. شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینمدوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
  3. شمارهٔ ۵۷ - قلعه روحانیانبازکشم لشکر وتا به فلک بر روم
  4. شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیمگر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم
  5. شمارهٔ ۵۹ - نسیم رضوانچون تمام عمر نیکی کرد با تو آن کریم
  6. شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبیاشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریم
  7. شمارهٔ ۶۱ - نشان یار می‌جویمبه خود مشغول می‌گردم که از خود یار می‌جویم
  8. شمارهٔ ۶۲ - قلندرخانه عشقما به جنّت از برای کار دیگر می‌رویم
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.