پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷ - پهلوی دل

تیر او پیوسته میخواهم که آید سوی دل

لیک میترسم، شود پیوسته در پهلوی دل

دل ز من گم گشت اکنون روزگاری شد که غم

گرد کویش دربدر گردد به جست و جوی دل

گل رخان را باید از غنچه وفا آموختن

کو به بلبل تا دم آخر نماید روی دل

گر سگ کویش کند دیوانگی نبود عجب

چون دل من همدمش بود و گرفته خوی دل

آتش از غیرت زنم خلوت سرای سینه را

گربود آنجا به جز درد تو هم زانوی دل

ای پری رویان دل محیی بدست آرید باز

ورنه تا محشر نخواهد کرد ،گفت و گوی دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹ - من محمّدیمغلام حلقه بگوش رسول ساداتم
  2. شمارهٔ ۵۰ - ای خوش آن روزای خوش آن روزی که در دل مهر یاری داشتم
  3. شمارهٔ ۵۱ - مرغ آتش‌خوارهزان بی‌وفای سنگدل جور و جفا می‌بایدم
  4. شمارهٔ ۵۲ - در باغ رضوانخوش آن غوغا که من خود را به پهلوی تو می‌دیدم
  5. شمارهٔ ۵۳ - مکن از خواب بیدارمبه خواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارم
  6. شمارهٔ ۵۴ - حضرت بیچونبی تماشای جمالت روضه را هامون کنم
  7. شمارهٔ ۵۵ - بی ماه روی توهرگز مباد آنکه بهشت آرزو کنم
  8. شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینمدوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.