پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸ - شام بشارت

تو لذت عمل را از کار‌ِ زار ما پرس

آیین سلطنت را از حال زار ما پرس

آن لذّتی که باشد از اشتهاد صادق

شام بشارت وصل از روزگار ما پرس

مجنون عشق ما را از باغ و راغ کم گوی

از وی تو سور جوی و بوی بهار ما پرس

از خان و مان وهرکس ، کردم خراب او را

من‌بعد اگر بخواهی اندر دیار ما پرس

هر شب ز لطف پرسم احوال تو چگونه است

ذوق خطاب ما را از دل نگار ما پرس

بر تربت خراب عشاق ما نظر کن

واز ذرّه ذرّه خاکش تو انتظار ما پرس

عاشق نِئی چه دانی درد فراق ما را

رو رو تو این مصیبت از سوگوار ما پرس

عاشق که از غم من کاهیده گشت و جان داد

این مرغ زار او را از مرغِ زار ما پرس

تو صاف دل چه دانی نالیدن سحرگه

آیین دردمندی از درد خار ما پرس

دل از غم دو عالم فارغ کن و پس آنگه

آنی به پیش محیی از لطف یار ما پرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰ - چونکه یوسف نیستگر مرا جان در بدن نبْوَد‌، بدن گو هم مباش
  2. شمارهٔ ۴۱ - باده جانداد مرا جان تو باده ای از جان خویش
  3. شمارهٔ ۴۲ - ازدست عشقاز خان و مان آواره‌ام از دست عشق از دست عشق
  4. شمارهٔ ۴۳ - سرمه چشم فلکای غبار خاک کویت سرمه چشم فلک
  5. شمارهٔ ۴۴ - دل زنگار خوردهنامه ای دارم سیه تر از شب تاریک رنگ
  6. شمارهٔ ۴۵ - حسن یوسفمونسم یار است اندر تنگنای گور تنگ
  7. شمارهٔ ۴۶ - خانه عشقکی بود آیا که بنمائی جمال با کمال
  8. شمارهٔ ۴۷ - پهلوی دلتیر او پیوسته میخواهم که آید سوی دل
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.