پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱ - جانب گلشن

ای که می‌نالی ز دوران‌، جورِ یار من نگر

اضطراب از من نگر صبر و قرار من نگر

جانب گلشن مرو کان، یک دو روزی بیش نیست

پر ز اشک لاله‌گون دائم کنار من نگر

ای که می‌گویی ندادم دل به خوبان هیچ‌گه

سوی میدان آی و شهسوارِ من نگر

سینه‌ام پر‌داغ و چهرهٔ گل گل از خوناب اشک

یک زمان سویِ من آ، باغ و بهار من نگر

باشدت رحمی فتد در دل بیایی سوی من

حال زار من ببین شخص نزارِ من نگر

گر تو داری میل خوبان دیده عبرت گشای

سینهٔ پر‌سوز و چشم اشکبارِ من نگر

شکر کن محیی که در راه تو خاری بیش نیست

هر طرف صد کوه غم در رهگذار من نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ - خیمه به محشرطبل قیامت بکوفت آن ملک نفخ صور
  2. شمارهٔ ۳۴ - نورایماندوست می‌گوید که ای عاشق اگر داری صبور
  3. شمارهٔ ۳۵ - سیّد انبیاءای قصر رسالت تو معمور
  4. شمارهٔ ۳۶ - همه شبشب همه شب با تو می‌گوییم راز
  5. شمارهٔ ۳۷ - نومید مشونومید مشو بنده از رحمت ما هرگز
  6. شمارهٔ ۳۸ - شام بشارتتو لذت عمل را از کار‌ِ زار ما پرس
  7. شمارهٔ ۳۹ - غافل از احوال مظلوماندر جهان امروز بی‌پروا مباش
  8. شمارهٔ ۴۰ - چونکه یوسف نیستگر مرا جان در بدن نبْوَد‌، بدن گو هم مباش
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.