پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳ - خیمه به محشر

طبل قیامت بکوفت آن ملک نفخ صور

کاتب منشور ماست مالک یوم النّشور

سر ز لحد برزدیم خیمه به محشر زدیم

بی خدا اندر لحد چند نباشم صبور

از سر شوق و نشاط پای نهم بر صراط

تا ز دم ِ گرمِ ما گرم شود آن نشور

ای که ندادی تو مال در طلبِ آن جمال

ما به تو بگذاشتیم دیدن دیدارِ حور

مست خداییم ما‌، کِی به خود آییم ما

ساقی ما چون خداست باده شراب طهور

نور خدا در نظرگاه تجلّی حق

با تو کند آنچه کرد با حجر کوه طور

وقت تجلّی از او دیدهٔ بینا مجوی

او چو نماید جمال‌، چشمِ تورا زوست نور

هرکه به نزدیکِ اوست دولتِ جاوید یافت

رویِ سعادت ندید آنکه از او ماند دور

مژدهٔ وصل خدا گر به لحد بشنویم

زنده شود جان و تن پیشتر از نفخِ صور

حور چو آرا کنند رو به سوی ما کنند

چشم نگه دار از آن‌، دوست بود بس غیور

مست تو قصر بهشت کرده به زیر و زبر

چون نکند زانکه نیست هستیِ او بی قصور

گرچه تو قصر بهشت کرده‌ای عنبر سرشت

از جگر سوخته‌، می‌برم آنجا بخور

می‌کند او بهرِ دوست هر نفسی ماتمی

محیی ماتم‌زده کی کند ای دوست شور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵ - سیّد انبیاءای قصر رسالت تو معمور
  2. شمارهٔ ۳۶ - همه شبشب همه شب با تو می‌گوییم راز
  3. شمارهٔ ۳۷ - نومید مشونومید مشو بنده از رحمت ما هرگز
  4. شمارهٔ ۳۸ - شام بشارتتو لذت عمل را از کار‌ِ زار ما پرس
  5. شمارهٔ ۳۹ - غافل از احوال مظلوماندر جهان امروز بی‌پروا مباش
  6. شمارهٔ ۴۰ - چونکه یوسف نیستگر مرا جان در بدن نبْوَد‌، بدن گو هم مباش
  7. شمارهٔ ۴۱ - باده جانداد مرا جان تو باده ای از جان خویش
  8. شمارهٔ ۴۲ - ازدست عشقاز خان و مان آواره‌ام از دست عشق از دست عشق
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.