پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶ - فرهاد و بیستون

شاخِ گل از نازکیّ یار یادم می‌دهد

برگ گل زان گلرخ رخسار یادم می‌دهد

چون روم در کوه تا از یاد او فارغ شوم

می‌خرامد کبک و زان رفتار یادم می‌دهد

هر کجا بینم گلی با خار می‌سوزم که آن

همدمیّ یار با اغیار یادم می‌دهد

داستان تیشه فرهاد و کوه بیستون

خار خار سینه افکار یادم می‌دهد

چون روم در گلستان کز خویش آسایم دمی

بانگ بلبل ناله‌های زار یادم می‌دهد

رسته بودم از جفایش وه که جور روزگار

باز خونریزی آن خونخوار یادم می‌دهد

جان شیرین سوزدم چون شعر محیی بشنوم

زانکه شیرینی آن گفتار یادم می‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸ - عشق حقهرکه در پیش تو بر خاک بمالد رخسار
  2. شمارهٔ ۲۹ - آرزوی یارعشق و بد‌نامی و درد و غم به ما شد یار غار
  3. شمارهٔ ۳۰ - تجلّی جمالگر نخواهد بود اندر صدر جنّت وصل یار
  4. شمارهٔ ۳۱ - جانب گلشنای که می‌نالی ز دوران‌، جورِ یار من نگر
  5. شمارهٔ ۳۲ - دل مجروحای ذکر تو را در دل‌، هر دم اثری دیگر
  6. شمارهٔ ۳۳ - خیمه به محشرطبل قیامت بکوفت آن ملک نفخ صور
  7. شمارهٔ ۳۴ - نورایماندوست می‌گوید که ای عاشق اگر داری صبور
  8. شمارهٔ ۳۵ - سیّد انبیاءای قصر رسالت تو معمور
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.