پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳ - طعنه بدخواه

من نمی‌گویم که جور روزگارم می‌کشد

طعنه بدخواه و بدعهدی یارم می‌کشد

دور از او بی‌طاقتی باشد که روزی چند بار

محنت و دردی و داغ انتظارم می‌کشد

من نهانی عشق ورزم با دل آن تندخو

از برای عبرت خلق آشکارم می‌کشد

[گر] روم در کوچه‌ای بازیچه طفلان شوم

ور نشینم گوشه‌ای فکر تو زارم می‌کشد

شب گذارم در خیالت روزگارم چون شود

روز، فکرِ ناله شب‌های تارم می‌کشد

شوق دیدارت مرا زین پیش [می کشت] و کنون

آرزوی بوسه، امید کنارم می‌کشد

می‌کشد زحمت طبیبی غافل است از اینکه او

همچو محیی سوزش جان‌فکارم می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵ - خاکستریکسی کاو یار خود دارد چرا بر دیگری بندد
  2. شمارهٔ ۲۶ - فرهاد و بیستونشاخِ گل از نازکیّ یار یادم می‌دهد
  3. شمارهٔ ۲۷ - دارم امیدتا ابد یا رب ز تو من لطف‌ها دارم امید
  4. شمارهٔ ۲۸ - عشق حقهرکه در پیش تو بر خاک بمالد رخسار
  5. شمارهٔ ۲۹ - آرزوی یارعشق و بد‌نامی و درد و غم به ما شد یار غار
  6. شمارهٔ ۳۰ - تجلّی جمالگر نخواهد بود اندر صدر جنّت وصل یار
  7. شمارهٔ ۳۱ - جانب گلشنای که می‌نالی ز دوران‌، جورِ یار من نگر
  8. شمارهٔ ۳۲ - دل مجروحای ذکر تو را در دل‌، هر دم اثری دیگر
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.