پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۴ - همت مردانه

بی حجابانه درآ از در کاشانه ما

که کسی نیست به جز وردِ تو درخانه ما

گر بیائی به سر تربت ویرانه ما

بینی از خون جگر آب زده خانه ما

فتنه انگیز مشو کاکل مشکین مگشای

تاب زنجیر ندارد دل دیوانه ما

مرغ باغ ملکوتیم و دراین دیر خراب

می شود نور تجلّای خدا دانه ما

با احد در لحد تنگ بگوئیم که دوست

آشنایم توئی و غیر تو بیگانه ما

گر نکیر آید و پرسد که بگو ربّ تو کیست

گویم آنکس که ربود این دل دیوانه ما

منکر نعره ما کو که به ما عربده کرد

تا به محشر شنود نعره مستانه ما

شکر الله که نمردیم و رسیدیم به دوست

آفرین باد بر این همت مردانه ما

محیی بر شمع تجلای جمالش می سوخت

دوست می گفت زهی همت پروانه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶ - آه مردمآه دردآلود مردم جان جانها را بسوخت
  2. شمارهٔ ۷ - هرچه خواهی بطلبسیصد و شصت نظر راتبه بنده ماست
  3. شمارهٔ ۸ - غم مخوریغم مخوری که عاقبت جای تو صدر جنت است
  4. شمارهٔ ۹ - می صافیمی صافی طلب جانا که دُردی کش گرانخوار است
  5. شمارهٔ ۱۰ - همره بادصباهرچه از سنگین دلان بر جان ما آید خوش است
  6. شمارهٔ ۱۱ - پای دلپای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است
  7. شمارهٔ ۱۲ - شب وصل حبیبآن که آتش افکند درخلق جانان من است
  8. شمارهٔ ۱۳ - زلال رحمت حقگنه کردی بگو کردیم ای دوست
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.