پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳ - زلال رحمت حق

گنه کردی بگو کردیم ای دوست

که بعد از کار بد این توبه نیکوست

گنه کردن اگرچه خوی توگشت

ولی عفو گناهت هم مرا خوست

توشب بر خاک ، رو می مال ،می نال

که آن نالیدنت داریم ما دوست

نفس های گنه کاران تائب

مرا خوشبوی تراز مُشک خوشبوست

چوفضل ماست پشتیبانت ای پیر

چه غم داری اگر پشت تو دو توست

کسی کز وی بتر نبود به عالم

مرا لاتقنطوا در باره اوست

به نعمت های جنت پروری مغز

ترا بر استخوان گر خشک شد پوست

چو رحمن بر تو نیکو هست ،غم نیست

اگر شیطان بد است و با تو بد خوست

نمیرد ماهی دل محیی هرگز

زلال رحمت حق تا در این جوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵ - درد بی حدّگفتا کیی توبا ماگفتم کمین غلامت
  2. شمارهٔ ۱۶ - آه از آن ساعتیا رب آن ساعت که خلق از ما نیارد هیچ یاد
  3. شمارهٔ ۱۷ - آرزو دارمروزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد
  4. شمارهٔ ۱۸ - بلای ناگهاندل ناشاد من شاید که روزی شادمان گردد
  5. شمارهٔ ۱۹ - شیوه شیرینمرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد
  6. شمارهٔ ۲۰ - چون برقع بر اندازدتعالی الله چه حسنست این که چون برقع براندازد
  7. شمارهٔ ۲۱ - حضور دردزسر تا پا ی من گر همه اندوه و غم باشد
  8. شمارهٔ ۲۲ - شرح جور یارنمی‌دانم که او تا کی پی آزار خواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.