پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹ - شیوه شیرین

مرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد

چرا بر دردمندی این همه بیداد باید کرد

همه‌کس از تو دلشادند غیر از من که غمگینم

نمی‌گویی دل این هم زمانی شاد باید کرد

شدم پیر از غم تو کز جوانی بنده‌ام از جان

نه آخر بنده پیر ای پسر آزاد باید کرد

حکایت‌های حسن او به غیر من نباید گفت

حدیث شیوه شیرین بر فرهاد باید کرد

چه عمرست این که در شب‌ها بود هرکس به خواب خوش

مرا تا روز از دست غمت فریاد باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱ - حضور دردزسر تا پا ی من گر همه اندوه و غم باشد
  2. شمارهٔ ۲۲ - شرح جور یارنمی‌دانم که او تا کی پی آزار خواهد شد
  3. شمارهٔ ۲۳ - طعنه بدخواهمن نمی‌گویم که جور روزگارم می‌کشد
  4. شمارهٔ ۲۴ - سرمست صبغت اللهوقت مستی بلبلان آمد
  5. شمارهٔ ۲۵ - خاکستریکسی کاو یار خود دارد چرا بر دیگری بندد
  6. شمارهٔ ۲۶ - فرهاد و بیستونشاخِ گل از نازکیّ یار یادم می‌دهد
  7. شمارهٔ ۲۷ - دارم امیدتا ابد یا رب ز تو من لطف‌ها دارم امید
  8. شمارهٔ ۲۸ - عشق حقهرکه در پیش تو بر خاک بمالد رخسار
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.