پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷ - آرزو دارم

روزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد

غیر داغ حسرتش تا بام آن روزن مباد

عاشق روی بتان یا رب مبادا هیچکس

ورکسی عاشق شود یارا به سان من مباد

کرده از تیرجفا هر لحظه چاکی در دلم

آنکه از خاریش هرگز چاک در دامن مباد

مهرومه را روشنی از پرتو رخسار توست

بی رخت هرگز چراغ مهر ومه روشن مباد

جنّت عاشق چو باشد بعد مردن کوی یار

مرغ جانم را جز آن دیوار و در مسکن مباد

آرزو دارم که در عشقت تن بیمار من

خالی از افغان وزاری فارغ از شیون مباد

تاج شاهی چون شود با خاک یکسان عاقبت

افسر محیی به جز خاکستر گلخن مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹ - شیوه شیرینمرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد
  2. شمارهٔ ۲۰ - چون برقع بر اندازدتعالی الله چه حسنست این که چون برقع براندازد
  3. شمارهٔ ۲۱ - حضور دردزسر تا پا ی من گر همه اندوه و غم باشد
  4. شمارهٔ ۲۲ - شرح جور یارنمی‌دانم که او تا کی پی آزار خواهد شد
  5. شمارهٔ ۲۳ - طعنه بدخواهمن نمی‌گویم که جور روزگارم می‌کشد
  6. شمارهٔ ۲۴ - سرمست صبغت اللهوقت مستی بلبلان آمد
  7. شمارهٔ ۲۵ - خاکستریکسی کاو یار خود دارد چرا بر دیگری بندد
  8. شمارهٔ ۲۶ - فرهاد و بیستونشاخِ گل از نازکیّ یار یادم می‌دهد
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.