پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۵ - وعده دیدار

از جمال لایزالی برنداری گر نقاب

عاشقان لاابالی را بماند دل کباب

صدر جنت گر بود بی دوست گو قعر جهیم

هرکه شد کوته نظر گو سوی این ها می شتاب

عاشقان نه حور خواهند نه بهشت از بهر آن

فارغند از کدخدایی خانمان کرده خراب

قاصرات الطرف عین باشند حوران بهشت

خیمه های عاشقان بینی طناب اندر طناب

پرده محشر بدرند عاشقان چون از لحد

سربرون آرند دل پرآتش و چشم پرآب

با دل مجروح می گریند و می گویند کو

آن که کرده وعده دیدار خود روز حساب

بی تماشای جمالت محیی گوید روز حشر

در صف بیگانگان یالیتنی کنت تراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷ - هرچه خواهی بطلبسیصد و شصت نظر راتبه بنده ماست
  2. شمارهٔ ۸ - غم مخوریغم مخوری که عاقبت جای تو صدر جنت است
  3. شمارهٔ ۹ - می صافیمی صافی طلب جانا که دُردی کش گرانخوار است
  4. شمارهٔ ۱۰ - همره بادصباهرچه از سنگین دلان بر جان ما آید خوش است
  5. شمارهٔ ۱۱ - پای دلپای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است
  6. شمارهٔ ۱۲ - شب وصل حبیبآن که آتش افکند درخلق جانان من است
  7. شمارهٔ ۱۳ - زلال رحمت حقگنه کردی بگو کردیم ای دوست
  8. شمارهٔ ۱۴ - الله گوباتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیست
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.