پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۶ - آه مردم

آه دردآلود مردم جان جانها را بسوخت

سینه مجروح هر مجنون و شیدا را بسوخت

درجگرهای کباب این آه من زد آتشی

آه زین آه جگرسوزی که دلها را بسوخت

بامدرّس گفتم از سوز دل خود شمّه ای

آتشی افتاده درجانش سراپا را بسوخت

پیش یوسف گر رسی روزی بگو ای عزیز

آتش عشق تو سرتا پا زلیخا را بسوخت

نو بهاران اشک ریزان جانب صحرا شدم

آه گرمم سبزه های کوه و صحرا رابسوخت

محیی نادان است کان یاران به غفلت می روند

خرقه و تسبیح و مسواک و مصلّا را بسوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸ - غم مخوریغم مخوری که عاقبت جای تو صدر جنت است
  2. شمارهٔ ۹ - می صافیمی صافی طلب جانا که دُردی کش گرانخوار است
  3. شمارهٔ ۱۰ - همره بادصباهرچه از سنگین دلان بر جان ما آید خوش است
  4. شمارهٔ ۱۱ - پای دلپای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است
  5. شمارهٔ ۱۲ - شب وصل حبیبآن که آتش افکند درخلق جانان من است
  6. شمارهٔ ۱۳ - زلال رحمت حقگنه کردی بگو کردیم ای دوست
  7. شمارهٔ ۱۴ - الله گوباتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیست
  8. شمارهٔ ۱۵ - درد بی حدّگفتا کیی توبا ماگفتم کمین غلامت
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.