پرش به محتوای اصلی
عبدالقادر گیلانی عبدالقادر گیلانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱ - پای دل

پای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است

همّتی دارید با من زانکه کاری مشکل است

من ندانم کین دل دیوانه را مقصود چیست

کو همیشه سوی سرگردانی من مایل است

فیل محمودی فرو ماند اگر بیند به خواب

بارسنگینی که از درد تو ما را بر دل است

ای دل آواره آخرچند میگوئی مگو

اندران کوئی که پای صدهزاران در گل است

همدمم آه است، محرم غم در ایام شباب

وقت عیش و نوجوانی وچه ناخوش حاصل است

خودبخود گویم سخنها بگریم زار زار

محرم راز غریبان لابد اشک سائل است

محیی با این زندگانی گر گمان داری که تو

راه حق رفتی یقین میدان نه ، فکر باطل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳ - زلال رحمت حقگنه کردی بگو کردیم ای دوست
  2. شمارهٔ ۱۴ - الله گوباتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیست
  3. شمارهٔ ۱۵ - درد بی حدّگفتا کیی توبا ماگفتم کمین غلامت
  4. شمارهٔ ۱۶ - آه از آن ساعتیا رب آن ساعت که خلق از ما نیارد هیچ یاد
  5. شمارهٔ ۱۷ - آرزو دارمروزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد
  6. شمارهٔ ۱۸ - بلای ناگهاندل ناشاد من شاید که روزی شادمان گردد
  7. شمارهٔ ۱۹ - شیوه شیرینمرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد
  8. شمارهٔ ۲۰ - چون برقع بر اندازدتعالی الله چه حسنست این که چون برقع براندازد
همه‌ی غزلیات ←

عبدالقادر گیلانی درباره‌ی عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.