پرش به محتوای اصلی

صغیر اصفهانی

غزلیات

۴۲۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانت
  2. شمارهٔ ۶۲ غیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست
  3. شمارهٔ ۶۳ در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست
  4. شمارهٔ ۶۴ ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقت
  5. شمارهٔ ۶۵ هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
  6. شمارهٔ ۶۶ نه خط بروی تو کین میر کشور زنگ است
  7. شمارهٔ ۶۷ غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
  8. شمارهٔ ۶۸ خوش میگذرد آنکه مرا روح و روانست
  9. شمارهٔ ۶۹ گفتم کمند عشق تو در گردن منست
  10. شمارهٔ ۷۰ هی زلف و خال جلوه دهی این بهانه چیست
  11. شمارهٔ ۷۱ اکنون که بهار آمد و ایام بکام است
  12. شمارهٔ ۷۲ تا شدم از گردش چشم تو مست
  13. شمارهٔ ۷۳ ای به فدای تو من و هر چه هست
  14. شمارهٔ ۷۴ چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
  15. شمارهٔ ۷۵ دلبران را همه سخت است دل و پیمان سست
  16. شمارهٔ ۷۶ لب تو ریخت چنان آبروی آب حیات
  17. شمارهٔ ۷۷ بگو بدشمن خفاش خوی مکر اندیش
  18. شمارهٔ ۷۸ ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا
  19. شمارهٔ ۷۹ ای نام عاشق‌سوز تو ورد زبان‌ها
  20. شمارهٔ ۸۰ ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
  21. شمارهٔ ۸۱ گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب
  22. شمارهٔ ۸۲ ساقیا بی تکلف آر شراب
  23. شمارهٔ ۸۳ بیا ساقی از یکدو جام شراب
  24. شمارهٔ ۸۴ بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشب
  25. شمارهٔ ۸۵ دل بدست آر دلا کعبهٔ مقصود دل است
  26. شمارهٔ ۸۶ آنکه مانند تواش یار دل آزاری هست
  27. شمارهٔ ۸۷ جمله خوبی های عالم در محبت مضمر است
  28. شمارهٔ ۸۸ ای بشر چیست بغیر از تو که ان آن تو نیست
  29. شمارهٔ ۸۹ ای ناله برمیا که تو را دادخواه نیست
  30. شمارهٔ ۹۰ زنده نبود آنکه او را معرفت در کار نیست
  31. شمارهٔ ۹۱ گرچه در پیش نظر قطره قرین بایم نیست
  32. شمارهٔ ۹۲ آدمی را ز شرف تاج کرامت بسر است
  33. شمارهٔ ۹۳ کی توان گفتن که او با ما سر و کاری نداشت
  34. شمارهٔ ۹۴ بغیر عشق توام ای صنم گناهی نیست
  35. شمارهٔ ۹۵ نقش خار و گل بجز از خامهٔ تقدیر نیست
  36. شمارهٔ ۹۶ آنچه میدانیش دنیا خورد و خوابی بیش نیست
  37. شمارهٔ ۹۷ جز مقام نیستی چون مأمنی در کار نیست
  38. شمارهٔ ۹۸ تا قبلهٔ من ابروی آن لعبت ترساست
  39. شمارهٔ ۹۹ شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت
  40. شمارهٔ ۱۰۰ جانا نظیر روی تو ماه منیر نیست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانت
  42. شمارهٔ ۱۰۲ غیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست
  43. شمارهٔ ۱۰۳ در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست
  44. شمارهٔ ۱۰۴ ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقت
  45. شمارهٔ ۱۰۵ خواهم ای شوخ ببوسم همهٔ اعضایت
  46. شمارهٔ ۱۰۶ هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
  47. شمارهٔ ۱۰۷ نه خط بروی تو کمین میر کشور زنگ است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
  49. شمارهٔ ۱۰۹ خوش میگذرد آنکه مرا روح روانست
  50. شمارهٔ ۱۱۰ گفتم کمند عشق تو در گردن منست
  51. شمارهٔ ۱۱۱ هی زلف و خال جلوه دهی این بهانه چیست
  52. شمارهٔ ۱۱۲ اکنون که بهار آمد و ایام به کام است
  53. شمارهٔ ۱۱۳ تا شدم از گردش چشم تو مست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ ای به فدای تو من و هر چه هست
  55. شمارهٔ ۱۱۵ چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ دلبرا نرا همه سخت است دل و پیمان سست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ لب تو ریخت چنان آبروی آب حیات
  58. شمارهٔ ۱۱۸ روزگاریست که چون حلقه مقیمم بدرت
  59. شمارهٔ ۱۱۹ تا تار طرهٔ توام ای جان بچنگ نیست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ با آنکه دل معاینه ناظر بروی تست

متن اشعار به نقل از گنجور.