پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب

برو برو که نیی لایق لقای حبیب

من و هرآنچه که باشد فدای آن عاشق

که کرد غیر حبیب آنچه بر فدای حبیب

کسان که محو حبیبند نیستند آگه

نه از جفای حبیب و نه از وفای حبیب

من از حبیب نخواهم جز او وگر خواهم

نخواهم آنچه نباشد در آن رضای حبیب

نمانده غر دلی بهر من بجا وین هم

نگاهدارمش از آنکه هست جای حبیب

چنان شدم که اگر بودمی دوصد سر و جان

بدوستی قسمت انشاندمی بپای حبیب

برو چراغ محبت بدل فروز آنگاه

چو آفتاب ببین روی دلربای حبیب

من آن صغیر که بودم نیم بمردم وداد

حیات تازه مرا لعل جانفزای حبیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳بیا ساقی از یکدو جام شراب
  2. شمارهٔ ۸۴بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشب
  3. شمارهٔ ۸۵دل بدست آر دلا کعبهٔ مقصود دل است
  4. شمارهٔ ۸۶آنکه مانند تواش یار دل آزاری هست
  5. شمارهٔ ۸۷جمله خوبی های عالم در محبت مضمر است
  6. شمارهٔ ۸۸ای بشر چیست بغیر از تو که ان آن تو نیست
  7. شمارهٔ ۸۹ای ناله برمیا که تو را دادخواه نیست
  8. شمارهٔ ۹۰زنده نبود آنکه او را معرفت در کار نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.