پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

آنکه مانند تواش یار دل آزاری هست

چون منش دیده خون بار و دل زاری هست

نازم آن چشم فریبنده بیمار تو را

که بهر گوشه ز هجرش دل بیماری هست

دورم از خود کنی و شادم از اینرو که شود

از تو ثابت که بعالم گل بیخاری هست

چه بخوانی چه برانی من و خاک در تو

کافرم گر بجهان غیر توام یاری هست

مدعی گوی به بیند دو رخ خوب تو را

گر بشق القمر احمدش انکاری هست

ناصحم گفت کند عشق ز هر کارت باز

بگمانش که بجز عشق مرا کاری هست

تا ابد زنده توان بود به آثار نکو

آن نمرده است کز او اسمی و آثاری هست

روز خوش نیز تو در خواب نخواهی دیدن

ای که شب از ستمت دیده بیداری هست

چون توانی بکن آنروز که نتوانی یاد

کز پی روز سپید تو شب تاری هست

نیست در دست تو گر درهم و دینار صغیر

به ز گنج گهرت دفتر اشعاری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸ای بشر چیست بغیر از تو که ان آن تو نیست
  2. شمارهٔ ۸۹ای ناله برمیا که تو را دادخواه نیست
  3. شمارهٔ ۹۰زنده نبود آنکه او را معرفت در کار نیست
  4. شمارهٔ ۹۱گرچه در پیش نظر قطره قرین بایم نیست
  5. شمارهٔ ۹۲آدمی را ز شرف تاج کرامت بسر است
  6. شمارهٔ ۹۳کی توان گفتن که او با ما سر و کاری نداشت
  7. شمارهٔ ۹۴بغیر عشق توام ای صنم گناهی نیست
  8. شمارهٔ ۹۵نقش خار و گل بجز از خامهٔ تقدیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.