پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشب

گل از رخسار او در بزم گلشن گلشنست امشب

پی ایثار او لعل و عقیق و لؤلؤ و مرجان

مرا از اشک خون آلود دامن دامنست امشب

بده ساقی می گلگون بزن مطرب دف و بربط

که بزم از غیر چون وادی ایمن ایمن است امشب

به پیش ناوک مژگان آن ترک کمان ابرو

زره آسا دل مجروح روزن روزن است امشب

نباشد حاجت شمع و چراغی محفل ما را

که بزم جان و دل زان روی روشن روشنست امشب

شکسته توبه و طرف کله مستان بیا زاهد

ببین در بزم میخواران چه بشکن بشکنست امشب

صغیر از حاصل وصلش نبود امید یکخوشه

ولی شامل مرا آن فیض خرمن خرمنست امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶آنکه مانند تواش یار دل آزاری هست
  2. شمارهٔ ۸۷جمله خوبی های عالم در محبت مضمر است
  3. شمارهٔ ۸۸ای بشر چیست بغیر از تو که ان آن تو نیست
  4. شمارهٔ ۸۹ای ناله برمیا که تو را دادخواه نیست
  5. شمارهٔ ۹۰زنده نبود آنکه او را معرفت در کار نیست
  6. شمارهٔ ۹۱گرچه در پیش نظر قطره قرین بایم نیست
  7. شمارهٔ ۹۲آدمی را ز شرف تاج کرامت بسر است
  8. شمارهٔ ۹۳کی توان گفتن که او با ما سر و کاری نداشت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.